حالا که دارم برات مینویسم میدونم که دیگه از وجود این وبلاگ خبر داری و حالا بعد از نوشتن این متن و این دل نوشته ها میای و میخونی
ذوقم یه کم بیشتر شده چون الان میدونم که دوسش داری اینجارو
میخوام یادآوری کنم روز ماهگردمون رو
یه تجدید خاطره بشه برامون این روزی که انقدر دوس داشتنی بود برای من و امیدوارم برای تو
از هیچی خبر نداشتی
فکرت هم سمت این نمیرفت که من حواسم باشه یا اصن یه پسر انقدر به این چیزا توجه کنه
خودتم خب مشغله داشتی و درک میکنم و ناراحت نیستم که یادت نبود
از قضا مسیر این روز خوب منو تو شد دربند و یه سفره خونه ی دنج و الاپیقی که تو انتخاب کردی
از این که کنارت میشستم لذت میبردم
از این که زل میزدم تو چشمات لذت میبردم
بهم گفتی دلت میخواد بغلم بشینی اما من میخواستم نگاهت کنم شیوای من
میخواستم صورت مثل ماهت رو نگاه کنم
اولش هی اذیت کردم که ببینم یادت میاد یا نه
راستش اون آهنگی که برات گذاشتم رو از قبل اماده نکرده بودم و خیلی یهویی به دلم اومد
ولی خیلی خوشحالم که انقدر خوب تونست به دلت بشینه
خیلی استرس داشتم که اول کدوم رو نشونت بدم
وبلاگ یا گردنبند
یه جورایی گفتم بیخیال همینطوری دلی کارم رو انجام میدم ایشالله که شیوا هم خوشش میاد
استرس داشتم گردنبند واست مسخره و یه چیز خیلی عادی باشه
وقتی داشتی اونو نگاه میکردی همش چشمم به چشات بود که ببینم چه حسی داری اون لحظه و چی تو ذهنت داره میگذره
اما وقتی گردنبند خودت رو باز کردی و گفتی این رو بنداز گردنم انگار کل دنیارو به من داده بودن و بی نهایت خوشحال بودم ازین بابت
واقعا یه حس دلنشین بود
گردنبند خودتم انداختی گردن من و واقعا قدرشو میدون
خلاصه که شده بودم یه گوله ی ذوق
بعدی وبلاگ بود که واقعا واسه تیکه تیکش فکر کردم و تلاش کردم بهترین حالتی باشه که تو دوسش داشته باشی
خدارو شکر از وبلاگ هم لذت بردی
دلم میخواست یه بار دیگه همه ی اون حرفایی که تو یک ماه برات نوشته بودم و ازش بی خبر بودی رو یکبار دیگه برات بخونم
اما کلی خوشحال شدم که خودت خواستی بخونیشون
بعد از همه ی اینا تو چشمات یه برقی دیدم که فکر کنم بهترین برق زندگیم بود
نه مطمئنم بهترین بود
شیوا بعدش که شروع کردی حرف زدن اخراش یه کم دلم نگران شد اما همیشه واسه خودم میگم شیوا بهترینه و هستی
به هیچ چیز بد کنارت فکر نمیکنم
به قول شاعر :
" تو بدم بشی معنای بدی واسم عوض میشه "
خلاصه که من واسه اولین ماهگردمون همه ی تلاشمو کردم که بتونم با کمترین اتفاقات تورو بیشتر از همیشه خوشحالت کنم
امیدوارم که بتونم هربار ماهگردمون رو با بهترین حالات ممکن برات جشن بگیرم و امیدوارم هر ماهگردمون احساس تو بیدارتر و علاقت بیشتر و ترست کمتر بشه
دلم نمیخواد نگرانی خیلی اتفاقات رو داشته باشی شیوای من
پست اولین ماهگردمونم تموم شد و از الان باید به فکر ماهگرد دوم باشم
دارم سعی میکنم اتفاقای خوب پیدا کنم که تو اون روز بتونم برات رقم بزنم
شیوا من برای خوشحال کردن تو هرکاری که بتونم میکنم
دستم خالیه تو این دنیا اما با دست خالی سعی میکنم بهترین اتفاق رو انجام بدم
که بتونم بیشترین خنده رو روی لبای تو ببینم
به امید یه عالم روز خوب کنار همدیگه
مثل همیشه
" دوستت دارم شیوام "
برچسب: اولین ماهگرد ازدواج,اولین ماهگرد عشقمون مبارک,اولین ماهگرد دوستی,اولین ماهگرد عشقمون,اولین ماهگرد ازدواجمون مبارک,اولین ماهگرد عقد,اولین ماهگردمون مبارک,اولین ماهگرد عقدمون مبارک,اولین ماهگرد عقدمون,تبریک اولین ماهگرد دوستی,
نویسنده: آرین قربانی